السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

334

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )

محلهء بنى جمح مسجد بسازد ؟ چرا مردم بنى جمح به اين مبارزه‌طلبى اعتراض نكردند ؟ چرا بنى تميم اين صفات شايسته و ارجمند ابو بكر را درك نكردند و او را رها ساختند كه بيرون رود ، امّا ابن دغنه متوجه شايستگىهاى او شد ؟ چرا قريش متوجه اين صفات نشدند و او را به شدّت عذاب و شكنجه كردند ؟ 8 . تلاش نوميدانهء قريش پس از آنكه قريش از ضربت شديدى كه خورده بود ، به خود آمد و استقرار مسلمانان و امنيت آنان را در حبشه ديد ، انجمنى فراهم ساخت و در اين باره به رايزنى پرداخت . قريش تصميم گرفت كه دو مرد را به نمايندگى از خود براى بازگرداندن مهاجران به حبشه اعزام كند . عمرو بن عاص ، و عمّارة بن وليد براى انجام اين مأموريت انتخاب شدند . قريش آنان را همراه هدايايى براى نجاشى و وزيران وى راهى كرد . در بين راه حادثهء هيجان‌انگيزى ميان عمّاره و عمرو بن عاص روى داد كه به رابطه عمّاره و همسر عمرو مربوط مىشد . عمرو در حقّ همسرش بردبارى به خرج داد تا در فرصت مناسب ، براى عمّاره حيله‌اى به كار برد . فرستادگان قريش در حضور نجاشى ، مدعى شدند كه : شمارى از جوانان نادان ما به كشور شما آمده‌اند ؛ آنان از آيين خود بريده‌اند و به آيين شما درنيامده‌اند . آن‌ها دينى بدعت نهاده‌اند كه ما و شما نمىشناسيم . اشراف قوم از پدران ، عموها و خانواده‌هايشان ، ما را نزد شما فرستاده‌اند تا آن‌ها را بازگردانيم . . . نجاشى از تسليم مسلمانان به فرستادگان قريش خوددارى كرد تا دربارهء صحّت و سقم ادعاهاى آنان تحقيق كند . مهاجران مسلمان وارد مجلس نجاشى شدند . شاه حبشه دربارهء سخنان عمرو بن عاص از مسلمانان پرسيد . جعفر بن ابى طالب گفت : پادشاها ؛ ما مردمى بوديم دچار جهل و جاهليت . بت‌ها را مىپرستيديم ، از